بلاگ شبيه درذکرمسائل مريم گلي

وبی گمان زندگی چیزی کم داشت اگر دیوانگی چاشنی آن نبود. نیچه

تولد بردیا

مشاهده یادداشت خصوصی

+   مريم سرجه پيما ; ٥:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٢/٥

Kids

مشاهده یادداشت خصوصی

+   مريم سرجه پيما ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/۱/٢٠

هری و مری

مشاهده یادداشت خصوصی

+   مريم سرجه پيما ; ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱٢/۱٤

اطمینان :)

مشاهده یادداشت خصوصی

+   مريم سرجه پيما ; ٤:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/۸

معجزه در قرن بیست و یکم

هو

 

قهوۀ روی گاز میجوشد. تلخ همین که خوابت میبرد و اجداد هیتلر را از قبرهای هزار سال پیش بیرون میکشی. تو با ریموت سامسونگ دریا را شکافتی و پاز کردی، من تماشای آن لحظه را از دست دادم وقتی که هری پاتر را بی محابا میبوسیدم ، تو من را از دست داده دیدی وقتی سوار بر چوب جادویی اش از خط ویژۀ بی آرتی های ولیعصر گذشتیم. کمی جلوتر هری برایم آبمیوه خرید و پیراهن " مریم" را که هر روز از فراز برج میلاد برای تهران دست تکان میدهد نشانم داد. او جادوگری با چشمهای گرد مهربان است و به رویش نمی آورد که عطر من توی آغوش عیسی جا مانده است او مهربان است آنقدر که هر روز ابراهیم را از کوره های آدم سوزی هیتلر نجات میدهد، بعد من آب خنک به دستش میدهم او لبخند میزند و دنیا گلستان میشود.

+   مريم سرجه پيما ; ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱٠/٢۸

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir